بُت چشمان تو چشمان تو ، ایمان مرا میگیرد... ♫♪♭
هر که با بغض شبی پرسه زده، حال مرا میفهمد... ♫♪♭
ته فنجان تو دیوانگی فال مرا میفهمد!! ♫♪♭
فرض کـــن… فرض کن، آخرِ این قصه، جدایی باشد…●♪♫
من که کافر شده ام! شاید، خدایی باشد..!●♪♫
فرض کن، از غمِ تو، سَر به بیابان بزنم!●♪♫
تو نباشی، تک و تنها…، به خیابان بزنـــم…●♪♫
*خبري ازت نيست
پيام نمي دي چرا؟
برچسب:
نویسنده: مهسا موسویپور
برچسب:
نویسنده: مهسا موسویپور
برایش ستاره ستاره دلخوشی آرزو میکنیم
و دوست داریم سبدِ دلتنگیهایش
همیشه خالی از دیگران
و پر از ما باشد!
یک نفر که میخواهیم
دنیا خالی شود، اما خودش باشد
کنار ما و بیحوصلگیهایمان..
این یک نفر همانی است
که با ما، ولی بی ماست!
برچسب:
نویسنده: مهسا موسویپور